تبلیغات
یه عاشقانه ساده - مطالب اسفند 1390
یه عاشقانه ساده

نظامی گنجوی:

بهاری داری ازوی بر خور امروز
که هر فصلی نخواهد بود نوروز
گلی کو را نبوید آدمی زاد
چو هنگام خزان آید برد باد

مولانای بلخی:

اندر دل من مها دل‌افروز تویی
یاران هستند و لیک دلسوز تویی
شادند جهانیان به نوروز و به عید
عید من و نوروز من امروز تویی

***

حافظ شیرازی:

ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی
به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

***

سنایی غزنوی:

با تابش زلف و رخت ای ماه دلفروز
از شام تو قدر آید وز صبح تو نوروز
از جنبش موی تو برآید دو گل از مشک
وز تابش روی تو برآید دو شب از روز

***

خواجوی کرمانی:

خیمة نوروز بر صحرا زدند
چارطاق لعل بر خضرا زدند
لاله را بنگر که گویی عرشیان
کرسی از یاقوت برمینا زدند

***

ملک الشعرا بهار:

رسید موکب نوروز و چشم فتنه غنود
درود باد بر این موکب خجسته، درود
به هرکه درنگری، شادیی پزد در دل
به هرچه برگذری، اندُهی کند بدرود

***

 

منوچهری دامغانی:

نوروز، روزگار نشاطست و ایمنی
پوشیده ابر، دشت به دیبای ارمنی
از بامداد تا به شبانگاه می خوری
وز شامگاه تا به سحرگاه گل چینی

***

سعدی شیرازی:

برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز

***

عبید زاکانی:

چو صبح رایت خورشید آشکار کند
ز مهر قبلة افلاک زرنگار کند
رسید موسم نوروز و گاه آن آمد
که دل هوای گلستان و لاله‌زار کند

***

 

خیام:

بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است
بر طرف چمن روی دلفروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست
خوش باش ومگوزدی که امروزخوش است

***

م . ن :

مژده ای دل که دگرباره بهار آمده است
خوش خرامیده و با حسن و وقار آمده است
به تو ای باد صبا می دهمت پیغامی
این پیامی است که از دوست به یار آمده است
شاد باشید در این عید و در این سال جدید
آرزویی است که از دوست به یار آمده است

 

چند بیت که کلمه ی نوروز رو داشتن ...عیدتون مبااااااااااارک

 

 

کارت پستال های ویژه عید نوروز

 

نوروز یادگار صداقت جمشید ...عشق فرهاد ...عظمت کورش

 و غرور پارسیان ...مبارک

 

 

 

لطفا هنگام تحویل سال واسه منم دعا کنید ...ممنونم سال خوبی رو واسه همتون آرزو میکنم انشاا... به همه آرزوهای خوبتون برسید

 

 

 یه وبلاگ تکونی درست و حسابی به بهانه عید کردم ...قالب جدید خوبه ؟

 

 

 

 

 



نوشته شده در یکشنبه 28 اسفند 1390 ساعت 03:57 ب.ظ توسط negy نظرات | |

 

همه چی در مورد کامران و هومن ...

 

 

کامران متولد 25 نوامبر 197۵ و هومن متولد 23نوامبر 1980 است

در تهران به دنیا اومدن و در منطقه گیشا زندگی میکردن تا زمانی که کامران 12 سالش بوده از ایران به کانادا میرن مدتی در مونترال بودن و سپس به ونکوور میرن و همونجا هم درس میخونن و بزرگ میشن در همون ونکوور هم با رامین زمانی آشنا میشن و به گفته ی خودشون رامین مثل برادر بزرگ کامران و هومنه هر دو از همون بچگی عاشق موزیک بودن و کامران چون بزرگتر بود بعد از اتمام تحصیلات کار موزیک رو شروع میکنه .

کامران به زبان: فارسی . ا نگلیسی . فرانسوی . و تا حدودی تركی تسلط داره

وب سایت های رسمی کامران هومن ...

http://kamranhooman.com
http://kamran-hooman.us
http://khkingsofpop.com
http://kamranhooman.net
http://kamranhooman2.com
http://avang.com
http://paci.org

   

 

اینم آدرس فیس بوکشونه ...فقط همینه www.facebook.com / kamranHooman خودشون میان

 

 

 

 

کامی جونم

برید ادامه مطلب عکس گذاشتم


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 25 اسفند 1390 ساعت 10:48 ق.ظ توسط negy نظرات | |

آهنگ وبمو از کامی هومن گذاشتم

 

خسته بودم اما به خاطر شاپرک و گلبهار آپ کردم ...

آپ امروز متفاوته مربوط میشه به خواننده ای که خیلی دوسش دارم مازیااااااااااااار فلاااااااااحی عزیزم

 

 

 متولد 26 مهر ماه 1353 تهرانه ... مث من مهر...و متاهل هستن

اینم کارایی که انجام داده :

ساخت موسیقی متن ، ترانه ها وخوانندگی فیلمهای دو را حل برای یک مساله (به سفارش

یونیسف) ، مدرسه ای برای دیگران ، نبش قلب ، ققنوس (تلویزیون) ، تیتراژ سریال لحظه دیدار

(شبکه جام جم ) ،

فیلمهای بدنبال خوشبختی،دلواپسی،بی ستاره،سر سپرده(هدایت فیلم) ،تیتراژ فیلم سینمایی

دختران ،سریال قلب یخی، فیلم سینمایی پروانگی و آخرین ترانه مازیار فلاحی ترانه زیبای سریال

جاودانگی است. آلبوم " قلب یخی " اولین آلبوم رسمی موسیقی وی میباشد...

 

این وبلاگ رسمی مازیار هستش که خودش میاد و نظارت میکنه

 http://maziarfallahi.blogfa.com/

 

 

 

متن یکی از شعراش :

تو رو دوس دارم ، مثل حس نجیب خاک غریب

تو رو دوس دارم ، مثل عطر شکوفه های سیب

تورو داس دارم عجیب ، تو رو دوس دارم زیاد

چطور پس دلت میاد؟ منو تنهام بذاری...

تو رو دوس دارم ، مثل لحظه ی خواب ستاره ها

تو رو دوس دارم ، مثل حس غروب دوباره ها

تورو داس دارم عجیب ، تو رو دوس دارم زیاد

نگو پس دلت میاد، منو تنهام بذاری...

توی آخرین وداع ، وقتی دورم از همه

چه صبورم ای خدا ، دیگه وقت رفتنه

تو رو میسپرم به خاک

تو رو میسپرم به عشق

برو با ستاره ها ...

تو رو دوس دارم ، مثل حس دوباره ی تولدت

تو رو دوس دارم ، مثل وقتی میگذری همیشه از خودت

تو رو دوس دارم مثل خواب خوب بچگی

بغلت می گیرمو می میرم به سادگی

تو رو دوس دارم ، مثل دلتنگیای وقت سفر

تو رو دوس دارم ، مثل حس لطیف وقت سحر

مثل کودکی تورو ، بغلت می گیرمو

این دل غریبمو با تو میسپرم به خاک

توی آخرین وداع ، وقتی دورم از همه

چه صبورم ای خدا ، دیگه وقت رفتنه

تو رو میسپرم به خاک

تو رو میسپرم به عشق

برو با ستاره ها ...

 

دانلود همین آهنگ :

   http://www.4shared.com/audio/MMLc0QtS/Maziar_Falahi_-_Toro_Doost_Dar.htm

شما کدوم آهنگشو دوست دارین ؟

 

 

بلیط کنسرتشم ارزونه از 50 تومن شروع میشه تا 30 تومن

 

 

 

ادامه مطلب عکس و مصاحبه  گذاشتم ببینید ...
 

 

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 18 اسفند 1390 ساعت 05:04 ب.ظ توسط negy نظرات | |

بر نگه سرد من به گرمی خورشید

می نگرد هر زمان دو چشم سیاهت

تشنه ی این چشمه ام، چه سود، خدا را

شبنم جان مرا نه تاب نگاهت

 

جز گل خشكیده ای و برق نگاهی

از تو در این گوشه یادگار ندارم

زان شب غمگین كه از كنار تو رفتم

یك نفس از دست غم قرار ندارم

 

ای گل زیبا، بهای هستی من بود

گر گل خشكیده ای ز كوی تو بردم

گوشه ی تنها، چه اشك ها كه فشاندم

وان گل خشكیده را به سینه فشردم

 

آن گل خشكیده، شرح حال دلم بود

از دل پر درد خویش با تو چه گویم؟

جز به تو، از سوز عشق با كه بنالم

جز ز تو، درمان درد، از كه بجویم؟

 

من، دگر آن نیستم، به خویش مخوانم

من گل خشكیده ام، به هیچ نیرزم

عشق فریبم دهد كه مهر ببندم

مرگ نهیبم زند كه عشق نورزم

 

پای امید دلم اگر چه شكسته است

دست تمنای جان همیشه دراز است

تا نفسی می كشم ز سینه ی پر درد

چشم خدا بین من به روی تو باز است

 

فریدون مشیری

 

 

 


نوشته شده در سه شنبه 9 اسفند 1390 ساعت 03:00 ب.ظ توسط negy نظرات | |

از خانه بیرون می‌زنم، اما کجا امشب؟

شاید تو می‌خواهی مرا در کوچه‌ها امشب

 

پشت ستون سایه‌ها، روی درخت شب

می‌جویم اما نیستی در هیچ جا امشب

 

می‌دانم آری نیستی، اما نمی‌دانم

بیهوده می‌گردم بدنبالت چرا امشب؟

 

هرشب تو را بی‌جستجو می‌یافتم اما

نگذاشت بی‌خوابی بدست آرم تو را امشب

 

ها ... سایه‌ای دیدم، شبیهت نیست، اما حیف

ایکاش می‌دیدم به چشمانم خطا امشب

 

هرشب صدای پای تو می‌آمد از هرچیز

حتی ز برگی هم نمی‌آید صدا امشب

 

امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه

بشکن قرق را، ماه من بیرون بیا امشب

 

گشتم تمام کوچه‌ها را، یک نفس هم نیست

شاید که بخشیدند دنیا را به ما امشب

 

طاقت نمی‌آرم، تو که می‌دانی از دیشب

باید چه رنجی برده باشم، بی تو، تا امشب

 

ای ماجرای شعر و شب‌های جنونم

آخر چگونه سرکنم بی‌ماجرا امشب

 

محمد علی بهمنی

 


نوشته شده در سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 11:06 ب.ظ توسط negy نظرات | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ