تبلیغات
یه عاشقانه ساده - مطالب تیر 1391
یه عاشقانه ساده

در میان من و تو فاصله هاست

گاه می اندیشم

می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری

تو توانایی بخشش داری

دستهای تو توانایی آن را دارد

که مرا زندگانی بخشد

چشمهای تو به من می بخشد شور عشق و مستی

و تو چون مصرع شعری زیبا

سطر برجسته ای از زندگی من هستی

دفتر عمر مرا با وجود تو

شکوهی دیگر

رونقی دیگر هست

می توانی تو به من زندگانی بخشی

یا بگیری از من آنچه را می بخشی

من به بی سامانی ، باد را می مانم

من به سرگردانی ، ابر را می مانم

من به آراسته گی خندیدم

منه ژولیده به آراسته گی خندیدم

سنگ طفلی اما

خواب نوشین کبوتر ها را در لانه می آشفت

قصه ی بی سر و سامانی من

باد با برگ درختان می گفت

باد با من می گفت :

" چه تهی دستی مرد ! "

ابر باور می کرد

من در آئینه رُخ خود دیدم

و به تو حق دادم

آه ... می بینم ، میبینم

تو به اندازه ی تنهایی من خوشبختی

من به اندازه زیبایی تو غمگینم

چه امید عبثی

من چه دارم که تو را در خور ؟!

هیچ !

من چه دارم که سزاوار تو ؟!

هیچ !

تو همه هستی من

هستی من

تو همه زندگی من هستی

تو چه داری ؟! .... همه چیز

تو چه کم داری ؟! ...هیچ !

بی تو در می یابم

چون چناران کهن

از درون تلخی واریزم را

کاهش جان من ، این شعر من است

آرزو می کردم که تو خواننده ی شعرم باشی

راستی .... شعر مرا می خوانی ؟!

باورم نیست که خواننده ی شعرم باشی

نه .... دریغا ، هرگز

کاشکی شعر مرا می خواندی !!!

از : حمید مصدق

 

 

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

صادقانه پذیرفتم...چه فریبنده آغوشت برایم بازشد...

چه ابلهانه باتوخوش بودم...

چه کودکانه همه چیزم شدی...چه زودنیازمندت شدم...

چه حقیرانه ترکم کردی...

چه ناجوانمردانه واژه غریب خداحافظی به میان آمد...

چه بیرحمانه من سوختم...

چه آسان فراموشم کردی...

چقدرظالمانه همه زندگیم رابرای توباختم...

وچقدرسخت که هنوز دوستت دارم غریبه...               

 

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

 

 

این تونیستی که مراازیادبرده ای...
این منم...!!
این منم که به یادم حتی اجازه نمیدهم ازنزدیکی ذهن توعبورکند...
صحبت ازفراموشی نیست...
مسئله لیاقت است....!         

 

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

 

چه حقیرند مردمانی ك نه جرأت دوست داشتن دارند

و نه جرأت دوست نداشتن

 نه لیاقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن با

این حال شعرهای عاشقانه می خوانند!         

 

 

به نسیمی همه راه به هم می ریزد،

کی دل سنگ تورا آه به هم می ریزد؟

سنگ در برکه می اندازم و می پندارم،

با همین سنگ زدن ماه به هم می ریزد.عشق بر شانه هم چیدن

 چندین سنگ است،گاه می ماند وناگاه به هم می ریزد.

انچه را عقل به یک عمر به دست آورده است،

دل به یک لحظه کوتاه به هم می ریزد.

آه یک روز همین آه تو را می گیرد،گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد. 

 

 

 با تشکر فراوان از AHS عزیزم ... آهنگ رو هم به درخواستش عوض کردم     

 

   


نوشته شده در شنبه 31 تیر 1391 ساعت 05:21 ب.ظ توسط negy نظرات | |

وقتی که میگویی دوستت دارم

اول روی این جمله فکر کن

شاید نوری را روشن کنی

که خاموش کردن آن

به خاموش شدن او ختم شود!!

----------------------------------------------------------------------


 

نــپـــرس

هیــــچ نپــــرس از دلــــم

هـــمــین " چـــه خبــــر "

هـــمــین " چـــه میکنـــی ایـــن روزهــا "

ســـوال
بـــدی اســت !


 

---------------------------------------------------------------------


 


 

راســــــتی، دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب

یاد گـــرفتــه ام...!
"حــــال مـــن خـــــــوب اســت" ... خــــــوبِ خــــوب


 


 

رد پاهایم را پاک می کنم

به کسی نگویید

من روزی در این دنیا بودم.

خدایا

می شود استعـــــفا دهم؟!

کم آورده ام ...!


 


 


 


 

من عاشق اون دیالوگم که پدر ژپتو به پینوکیو
میگه:
پینوکیو ...چوبی بمان... آدمها سنگی اند، دنیایشان

 قشنگ نیست


 


 

 


 

دلتنگـی ؛ پیچیــده نیســت...یک دل..
یک آسمان..
یــک بغــض
و
آرزوهــای تـَـرک خـورده !
به همین ســادگـی ...!...


 

پ ن 1 خدایا راهى نمىبینم،آینده پنهان است.نگران نیستم

 زیرا من تلاشم را كرده ام همین كافى است

كه تو راه را مىبینى و من تو را....


 

پ ن 2 داور قلبم نه سوت دارد
نه کارت قرمز...
راحت باش...
تا دلت می خواهد خطا  کن.
سکوت میکنم باز هم سکوت میکنم .....

 

 


نوشته شده در یکشنبه 25 تیر 1391 ساعت 01:10 ب.ظ توسط negy نظرات | |

به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،

با دروغ می بازد و با عشق می میرد ... دکتر شریعتی


 


تو نیستی که ببینی

چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری است

چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست

چگونه جای تو در جان زندگی سبز است

هنوز پنجره باز است

تو از بلندی ایوان به باغ می نگری

درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها

به آن ترنم شیرین به آن تبسم مهر

به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند

تمام گنجشکان

که درنبودن تو

مرا به باد ملامت گرفته اند

ترا به نام صدا می کنند

هنوز نقش ترا از فراز گنبد کاج

کنار باغچه

زیر درخت ها،

لب حوض

درون آیینه پاک آب می نگرند

تو نیستی که ببینی، چگونه پیچیده است

طنین ِ شعر ِ نگاه ِ تو درترانه ی من

تو نیستی که بیبنی چگونه می گردد

نسیم روح تو در باغ بی جوانه من

چه نیمه شب ها کز پاره های ابر سپید

به روی لوح سپهر

ترا چنانکه دلم خواسته است، ساخته ام !

چه نیمه شب ها وقتی که ابر بازیگر

هزار چهره به هر لحظه می کند تصویر

به چشم همزدنی

میان آن همه صورت، ترا شناخته ام !

به خواب می ماند

تنها به خواب می ماند

چراغ، آینه ، دیوار، بی تو غمگینند

تو نیستی که ببینی

چگونه با دیوار

به مهربانی یک دوست، از تو می گویم

تو نیستی که ببینی، چگونه از دیوار

جواب می شنوم

تو نیستی که ببینی ، چگونه، دور از تو

به روی هرچه در این خانه ست

غبار سربی اندوه بال گسترده است

تو نیستی که ببینی دل رمیده من

بجز تو، یاد همه چیز را رها کرده است

غروب های غریب

در این رواق نیاز

پرنده ساکت و غمگین

ستاره بیمار است

دو چشم خسته ی من

در این امید عبث

دو شمع سوخته جان همیشه بیدار است

تو نیستی که ببینی !

(فریدون مشیری)

 

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

 

ما دو تن مغرور

هر دو از هم دور

وای در من تاب دوری نیست

ای خیالت خاطر من را نوازشبار

بیش از این در من صبوری نیست

بی تو من تنهای تنهایم

من به دیدار تو می آیم

(حمید مصدق)

 

 

                                

         

      
                                                      

                                                            
                    

                                                                    


 


نوشته شده در جمعه 16 تیر 1391 ساعت 01:13 ب.ظ توسط negy نظرات | |

سلااااااااااااام به همه ...

آپ این دفعه اختصاص داره به مسابقه ای که از شبکه تی وی پرشیا پخش

 میشه

مسابقه خوانندگی ...

سال اول ... قهرمان احسان بدخشان ... شمالی هم هس نکته

 جالب اینه که شهرام شکوهی و علیرضا روزگار

که الان خوانندگان مشهوری هستن تو کشورمون تو این مسابقه

شرکت کردن ... شهرام شکوهی

آهنگ مدارا رو خوند که ترانه سراش مریم حیدرزاده اس آهنگ ساز هم

خودشه ... شهرام شکوهی یه دختر داره به اسم ملودی ... من دوسش

داشتم اما تو مرحله نیمه نهایی حذف شد سال دوم ... قهرمان رضا

 شیرکانی ... بچه بوشهر ... از نظر من که خیلی یونیک و عالی بود یه

شرکت کننده هم بود به اسم آرش پیشتاز که وارتان آوانسیان ( داور)

خیلی ازش خوشش اومده بود ... ستار هم گفت تو به جای اینکه آرش

 باشی آتشی ...

سال سوم ... قهرمان سجاد شادمند ... شمالی بود ... صداش خیلی

خوب بود اما من طرفدار نیما محرابی یکی دیگه از

فینالیستا بودم که دوم شد ...فرزاد رضایی نفرسوم ... شروین شفیق

 ( سبکش خیلی خاص و قشنگ بود ) نفر چهارم و نازیلا نفر پنجم ...

و اما سال چهارم ... واقعا همه خوب بودن حسابی
تکنیکی ... صداها هم خیلی خوب بود البته من چون کنکور داشتم

 نتونستم
همه برنامه رو ببینم ...
قهرمان رحمان ... بچه علی آباد کتول ...

نفر دوم رامتین ( منکه خیلی دوسش داشتم تقریبا سبکش

مث فرهاد مهراد بود ) نفر سوم نیما ( اینم خیلی ناز بود )

نفر چهارم مریم نفر آخر هم امیر که به نظر من
خیلی صداش ناز بود ... امید سلطانی  ( داور ) هم خیلی صداشو

دوس داشت...


 

یه چند تا عکسو کلیپ میذارم که شاد شین ... به


این آدرس برین یکی از آهنگایی هس که بروبچ امسال خوندن ...
http://clipdoni.ir/post/676

 




اگه به این آدرس هم برید میتونین کلیپاشونو ببینین



http://www.next-persian-star.blogfa.com/


 


فینالیست های امسال یه آهنگ به نام مادر خوندن که خیلی خیلی

قشنگه آهنگ سازش هم محمد مقدم که حتما میشناسیدش

بیشتر کارای امیدو اون ساخته ازجمله آهنگ

آیه های بارونی



اینم رامتین



 

 

عکس پایین مربوط میشه به آهنگ مادر از

راست به چپ : رامتین ... امیر ... مریم ... رحمان ...نیما

به این آدرس برید و آهنگ مادر رو دانلود کنید ( صوتی )

http://www.kadoosian.blogfa.com/post/4








 








 









 


نوشته شده در شنبه 10 تیر 1391 ساعت 12:05 ب.ظ توسط negy نظرات | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ